پیرامون یک وزارت خانه 2

در ادامه ی مطلب پیشین قرار شد تا سوالات در زمینه ی دارو که برای پرسش از خانم وزیر آماده کرده بودیم نوشته شود

این متن نامه ای است که از طرف بسیج دانشجویی دانشکده داروسازی در سال 87 به معاون محترم غذا و داروی وقت وزیر بهداشت نوشتیم. یعنی آقای دکتر دیناروند که از بعد از دولت نهم تا حالا ریاست دانشکده ی دارو سازی را بر عهده دارند.

این نامه در خبرگزاری های فعال آن دوره منتشر شد. و تا حدود زیادی صدا کرد. و هم این نامه بود که تهدیدهای زیادی را از طرف مسئولین برای ما به دنبال داشت.

آن چه مسلم است منقضی شدن اعتبار زمانی نامه است. اما متاسفانه اغلب بندهای آن هم چنان به قوت (؟!!) خود باقی است. یعنی هنوز آن نقایص رفع نشده اند. و ما هم آن ها را برای طرح در جلسه افطاری با وزیر کنونی بهداشت در دولت دهم، یعنی خانم دکتر دستجردی مطرح کردیم.

در پایان مطلب لینک های مرتبط قرار داده شده­اند که برای جویندگان حقیقت مفید واقع می­شوند ان شاءالله.

آقای معاون وزیر،لطفا به مردم راست بگویید!

جناب آقای دکتر دیناروند

معاونت محترم غذا داروی وزارت بهداشت،درمان آموزش پزشکی

سلام علیکم

در طول سه سال گذشته که جناب عالی در جایگاه شخص اول غذا و داروی کشور توفیق خدمت در دولت مردمی وخدمت گزار را یافته اید متاسفانه بارها و بارها شاهد این بوده ایم که اظهارات شما ضمن مصاحبه هاو سخنرانی هایتان در تعارض با حقیقت بوده است و گویا این موضوع برای شما به امری عادی مبدل گشته که مرتبا برای سرپوش گذاشتن بر کاستی ها و سوء مدیریت ها از آن استفاده می کنید.

البته ممکن است که اکثر مردم شریف متوجه این گونه ادعاهای کذب نگردند؛ اما چه کنیم که ما داروساز هستیم و در حوزه­ی کاری جناب­عالی مشغول به کار و تحصیل می­باشیم.

ذیلا به چند مورد از اظهارات خلاف واقع جناب­عالی اشاره می­شود. مشتی است نمونه­ی خروار!

1. در شرایطی که مکررا در مصاحبه­های خود اعلام کرده بودید به هیچ عنوان در شش­ماهه­ی اول سال 87 افزایش قیمت دارو نخواهیم داشت؛ در ابتدای سال جاری با افزایش قیمت سرسام آور تعداد بسیار زیادی از داروها مواجه شدیم و درست در همان زمانی که بسیاری از داروها افزایش قیمت 100 درصدی را تجربه می­کردند؛ جناب­عالی آن را تکذیب می­کردید.(دکتر دیناروند در مصاحبه باروزنامه­ی اعتماد ملی مورخ 28 مرداد 87 : با قاطعیت می­گویم هیچ دارویی در سه ماهه­ی اول امسال گران نشده است!!!!!) البته این سناریوی دردناک طی سال­های گذشته بارها تکرار شده است.

2. مرکز کمبودهای دارویی وزارت بهداشت که با هدف را­ه­نمایی مردم در زمینه­ی محل توزیع داروهای کم­یاب و جلوگیری از روی  آوردن مردم به بازار کثیف ناصرخسرو ایجاد شده­بود از حدود یک سال پیش بدون دلیل و بی مقدمه تعطیل شده و موجب سرگردانی مردم در دروخانه­های سطح شهر گردیده است. به نحوی که بیماران برای تهیه­ی داروهای مورد نیاز خود تمام داروخانه­های سطح شهر را جست و جو می­کنند و در آخر هم مجبور به تهیه­ی داروهای مورد نیازشان از بازار قاچاق می­شوند.

دیدیم و شنیدیم که جناب­عالی چند روز پیش در مصاحبه با خبرگزاری فارس اظهار داشتید که "مرکز کمبودهای دارویی به شماره تلفن 09646 انتقال یافته و این شماره تلفن به صورت 24 ساعته پاسخ­گوی تمام سوالات مردم در مورد دارو اعم از عوارض دارویی و کمبود دارویی است. مردم در هر استان که با این شماره تماس بگیرند به مرکز استانی خود متصل می­شوند و می­توانند اطلاعات مورد نیاز خود را در باره­ی یک دارو یا محل توزیع آن دریافت کنند." (خبرگزاری فارس-مهرماه 87) {توضیحات مربوط به این بند در پایین را بخوانید.}

پس از بررسی­های انجام شده مشخص گردید که:

الف- این شماره تلفن مربوط به مرکز اطلاع­رسانی داروها و سموم وزارت بهداشت می­باشد که فقط به مشاوره­ی علمی در زمینه­ی داروها می­پردازدو هیچ­گاه در طول مدت فعالیت خود پاسخ­گوی سوالات کمبود های دارویی نبوده­است.

ب- شماره تلفن 09646 در بسیاری از استان­ها فعال نمی­باشد.

ج- این مرکز فقط در استان تهران 24 ساعته مشغول به کار می­باشد. نه در کل کشور!

د- بعد از مصاحبه جناب­عالی و به صورت ناگهانی، کارشناسان این مرکز در کنار مشاوره­ی علمی، پاسخ­گوی درصد بسیار کمی از سوالات کمبودهای دارویی به صورت دست­و­پا شکسته شده­اند. تا این که خدای نکرده ادعای شما دروغ از آب درنیاید! اما ای کاش که این مرکز به این قبیل سوالات اطلا جواب نمی­داد. چرا که در مورد کمبود بسیاری از داروها هیچ گونه اطلاعاتی ندارد. و تقریبا در تمامی موارد قادر به راهنمایی مردم در زمینه­ی محل توزیع داروهای کم­یاب نمی­باشد؛ و ادعای کذب جناب­عالی فقط و فقط بر سردرگمی مردم افزوده است.

3. در سال گذشته باوجود کم­یاب شدن بیش از پنجاه قلم از داروهای پرمصرف و انواع شیرخشک و سرگردانی بسیاری از بیماران، جناب­عالی در یکی از مصاحبه­هایتان از موضوع کم­بود داروهای پرمصرف اظهار بی اطلاعی نمودید و آن را از پایه و اساس تکذیب کردید.

4. در ادامه­ی مصاحبه­های تبلیغاتی خود، دی­ماه سال گذشته در مصاحبه با خبرگزاری مهر اعلام کردید با کلیه­ی داروخانه­های اجاره­ای (شامل اجاره به داروساز و اجاره به غیر) برخورد می­شود! سوال این­جاست که در طول سه سال گذشته چه اقدامات موثر و قابل توجه­ای در زمینه­ی برخورد با این پدیده­ی غیر اخلاقی صورت گرفته است؟ آیا در مدت زمان مسئولیت شما به تعداد داروخانه­های اجاره­ای افزوده نشده­است؟!

5. در ابتدای سال وعده داده بودید که داروی گاما­ایمونکس –گاما اینترفرون تولید داخل- اردیبهشت­ماه امسال وارد بازار دارویی ایران خواهد شد. ولی متاسفانه تا به امروز وعده­ی شما تحقق پیدا نکرده­است. (به قسمت توضیحات توجه شود.)

6. در روز رونمایی داروی گاماایمونکس اظهار داشتید که: "در سال 87 هر دو ماه یک داروی بیوتکنولوژی تولید و وارد بازار دارویی خواهد شد." هم اکنون هشت ماه از سال 87 می­گذرد. و حتی یک داروی بیوتکنولوژی تولید و وارد بازار نشده­است.

جناب آقای معاون!

عمل­کرد جناب­عالی با اصول دولت خدمت­گزار هم­خوانی ندارد.

در دولتی که تکریم انسان­ها در آن همواره به عنوان یک اصل اساسی مورد توجه بوده­است؛ ادعاهای خلاف واقع و عوام­فریبانه­ی شما به هیچ عنوان قابل توجیه نمی­باشدو

والسلام علی من اتبع الهدی **

بسیج دانشجویی دانشکده­ی داروسازی دانشگاه علوم پزشکی تهران

******************************************************************************

توضیحات:

** سوره ی مبارکه ی طه آیه ی شریفه ی ۴۷

1. کم­بودهای دارویی متعلق به آن وقت بوده و در مورد حالا نوشته نشده است. اما این به معنای عدم کم­بود دارویی نیست.

2. جالب است! چند ماه پیش مرکز 09646 برای بار چندم افتتاح شد! مرکزی که در دولت نهم توسط دکتر دیناروند اعلام وجود کرده­بود این بار در دولت دهم با عنوان مرکزی جدیدالتاسیس معرفی شد که تنها شش ماه از شروع به کار آن میگذرد!

درمورد منبع خبری هم هرچه جستم نیافتم. پس لینک همان خبر را از منبعی دیگر با تفاوت تاریخی حدود یک ماهه گذاشتم.(+)

3. این مورد هم مانند مورد شماره­ی یک است.

4. بحث داروخانه­های اجاره­ای در حضور وزیر محترم بهداشت سرکارخانم دکتر دستجردی مطرح شد.

5. داروی گاماایمونکس هنوز هم به بازار نیامده­است!! (+) و (+)

6. و آن داروهای نوترکیب... پاراگراف انتهایی متن این پست را بخوانید: وقتی غیر متخصص ها در راس امورند.

لینک های مرتبط:

پیرامون یک وزارت خانه 1

همین مطلب در آرشیو ایسنا

پیرامون یک وزارت خانه 1

آن چه در وزارت بهداشت کشورمان جاری است

داشتیم زندگیمان را می­کردیم و سرمان به کار خودمان گرم بود که دوستی تماس گرفت و از ضیافت افطاری که در آن دعوت شده بود خبر داد. و گفت که در آن ضیافت مقام محترم وزارت بهداشت سرکار خانم دکتر مرضیه وحید دستجردی هم حضور خواهند داشت. قضیه مال یکی دو شب پیش است. چون قرار بود مطالبات دانشجویی عدالت­خواهانه در زمینه امور پزشکی و بهداشتی را مطرح کند با بعضی از دوستانی که در این شاخه تحصیل کرده یا در حال بررسی و تحقیق هستند تماس گرفته بود و کمک خواسته بود. یکی هم این حقیر و از شاخه این بنده برخی دوستان دیگر.

البته همان طور که از ابتدا گفتم این بار سر ما برای گرفتاری درد نمی­کرد! اما در پاسخ به دوستان آن چه ذهن خود و دوستانم را درگیر کرده بود انتقال دادیم.

1.      اولین مشکل که فراگیر هم هست و از خیلی موارد دیگر ملموس تر، بحث زیر میزی گرفتن پزشکان است از مردم. یا دقیق تر بیماران. موضوعی که خیلی وقت پیش قرار بود حل شود.(+) و (+) و  (+) و (+) اما نشد.

و قرار شد تا از خانم وزیر پرسیده شود.

یادم می آید وقتی یکی از اقوام بر اثر مجروحیتی - که هنوز هم آن را از جنگ به یادگار دارد. -  داشت فلج می شد. کار به جایی رسیده بود شاخه های حسی از طناب نخاعی گردنش و چند مهره ی پایین تر، از کار افتاده بود. یعنی که پاهایش را و تقریبا تمام پوست تنه اش را حس نمی­کرد. و با وجود سلامت کامل ظاهری پاهایش، به علت مشکلی که در نخاع به وجود آمده بود، لنگ لنگان قدم بر می­داشت و پیش هم آمد که در خانه و بیرون از خانه چند بار به زمین خورد. در همین حال بود که  به چند مطب و بیمارستان در تهران رفت و چیزهای جالبی شنید! از جمله سخنان پزشکی که علاوه بر درخواست چند میلیون تومان زیرمیزی برای انجام عمل "کیج گذاری" به او گفته بود : به من چه که تو جانبازی و این بلا سرت آمده! من که بورسیه ی ارتش نبوده ام. بلکه با پول پدرم و در دانشگاه تهران!! درس خوانده­ام.

آن مسئله به خیر گذشت و پزشک جوان و متعهدی به نام آقای دکتر اسدی، بدون دریافت حتی یک ریال پول اضافی، ایشان را در بیمارستان میلاد تحت عمل جراحی با جدیدترین روش (روش کارگذاری دیسک مصنوعی) قرار داد. اما مسئله زیرمیزی­ها هنوز حل نشده­است.

و یکی از دوستان چه خوب پیشنهاد داد: تعرفه ی دولتی زایمان طبیعی و سزارین در بیمارستان­های دولتی، چیزی حدود یک دهم از آن مبلغی است که توسط زایشگاه­ها ی شخصی دریافت می­شود. آیا خود خانم وزیر در بیمارستان­های خصوصی زنان کار نکرده اند؟ چه طور است تا تیمی تشکیل شده و از حق الزحمه ای که خانم وزیر پیش از وزارتشان دریافت می­کرده­اند پرس و جو و تحقیق کند؟ و چه ایرادی دارد تا همین تحقیق در مورد حق ویزیت و حق الزحمه­ی اعمال جراحی و غیر آن که از طرف سایر مسئولین پزشک پیش و پس از مسئولیتشان از مردم دریافت می­شده پیاده گردد؟

 

2.      پرسش دوم در مورد مشکل عدم توازن اطلاعاتی بیماران و درمان­گران بود. هر بیماری که به وارد بیمارستان می­شود، حق دارد تا از نوع بیماری و روش­های مختلف درمانی که برای مشکل بیماری او وجود دارد مطلع گردد. این یک وظیفه بر عهده­ی پزشک است تا بیمار رامطلع سازد. و برای بیمار نیز یک حق قانونی است تا اطلاعات کافی دریافت نماید. اما متاسفانه نقص اطلاعات در صد بالایی از بیماران در حدی است که حتی نمی-دانند حق پرسیدن از پزشک و دریافت پاسخ قانع کننده دارند!

 

هر چند تذکر چنین حقوقی به اساتید بیمارستان­های امام خمینی (رحمت الله علیه) و دکتر شریعتی، در حد طنز سال می­تواند خنده­دار باشد؛ اما توصیه­ی تقویت سیستم­های نظارتی و ایجاد تغییرات اساسی در آن­ها جزو پیشنهادات ما بود. و برای اولین بار ازطرحی سخن به میان آورده شد که مدت­ها آن را در ذهن پرورانده بودم: ایجاد نهادی تخصصی در زمینه­ی پزشکی-حقوقی در بیمارستان­ها برای حمایت از حقوق بیماران.

تا آن ها دیگر نتوانند زن جوان مسلمان باردار را به بهانه ی آموزش پیش یک مشت چشم ناپاک عریان کرده و به مدت نیم ساعت به همان حالت نگه داشته و معاینه کنند...

 

3.      و آن جملات پایانی بند دوم، شد پایه­ای برای پیشنهادات این بند:

الف: چرا مدیران سیستم­های نظارتی بر پزشکان، پزشک هستند؟

ب: آیا با وجود نظارت کسانی که خود متهم به تخلف اند؛ بر کسانی که آن­ها هم متهم به تخلف اند؛ عقلانی است؟ آیا این یک دور تسلسل نیست؟ "عده ای از متهمان به تخلف بر سایر متهمان به تخلف نظارت می­کنند تا تخلف صورت نگیرد!"

ج: در این صورت، علت تدریس رشته­هایی مانند مدیریت بیمارستانی و اقتصاد بهداشت در دانشگاه­های علوم پزشکی کشور چیست؟

د: و اصلش چرا باید کسانی دانشجویان این رشته را تربیت کنند که باز آن­ها هم خود پزشک هستند؟ و دانش­آموختگان این رشته­ها حتی برای تدریس در رشته­ی خودشان واجد صلاحیت شناخته نشوند؟ مگر عده­ای کم که از آن­ها هم تعداد زیادی از گربه­روهای پسرخاله ای گذر کرده­اند!!

ه: چرا باید دانشگاه های یک کشور اسلامی تربیت کننده ی پزشکان زیرمیزی بگیر باشد؟ آیا زمان آن نرسیده است که به جای تلاش برای ارتقای رتبه ی پوشالی دانشگاه های کشورمان در میان دانشگاه های دنیا کمی به دانشگاه اسلامی و ایجاد آن بیاندیشیم؟

و: و آن که چه شرایطی برای انتخاب وزیر بهداشت وجود دارد؟ و کدام قانون دلالت بر دکتر بودن و کمی دقیق­تر، بر پزشک بودن وزیر بهداشت داشته است که در جمهوری اسلامی از دکتر مرندی تا دکتر دستجردی، همه دکترای پزشکی داشته­اند و پای هر کس که نیت قدم نهادن در این محدوده از مسئولیت و قدرت را داشته، قلم شده است؟

4.      و سایر سوالات در زمینه­های دارویی است. که در پست بعدی خواهم نوشت انشاءالله.

مطالب مرتبط:

۱. بدون شرح با کمی توضیح پیرامون ریاست مجرب دانشگاه علوم پزشکی تهران

۲. خبر دیدار باوزیر بهداشت : http://snn.ir/news.aspx?newscode=13900523013

وقتی غیر متخصص ها در راس امورند(در امور دارویی کشور چه می گذرد؟)

وقتی غیر متخصص ها در راس امورند

خبر جالبی خواندم. در باره ی واردات دارو. از یک نماینده مجلس(+) . یاد اظهار نظر های احمد توکلی افتادم. در باره حق فنی داروخانه ها (+). و دوباره سناریوی تکراری حرف های غیر تخصصی و افتضاحاتی که به بار می آورد.

مجلس در راس همه امور است.

آن جمله ی بالایی را همین اطراف خودمان (جایی که دارم می نویسم) روی دیوار مجلس از قول حضرت امام روح الله نوشته اند. و به حق هم نوشته اند. و درست به همین خاطر است که آن ها (مجلسی ها) باید مطلع باشند از عمق همه ی امور. و احوالات بیماران هم از همین دست است! بی شک آن آقای مسئول محترم منظورش واردات استامینوفن نبوده! بحث داروهای خاص است. و چه کسی است که به قدر نیم ساعت با نظام درمان کشور درگیر بوده و از مافیای هزار توی واردات و توزیع و حتی تولید داروها مطلع نباشد؟

بحث دارو به طور عموم بحث جالبی است! به چند علت:

1.    دارو کالایی استراتژیک و حیاتی است.

2.    اطلاعات عمومی مردم و حتی در برخی موارد متخصصین در باره آن کم است.

3.    روند بیمارگونه یتولید و واردات و افزایش قیمتی که گریبان گیر آن است همواره هیجان انگیز بوده است!

4.    هیچ متولی خاص و قدرت مندی در زمینه دارو و داروسازی وجود ندارد. نظام دارویی کشور هم مانند سایر بخش ها در سایه سنگین سلطنت پزشکان است. و سازمان غذا و دارو هم حتی نمی تواند حتی موثر تر از یک NGO به نام انجمن داروسازان باشد. و سایر مصیبت ها ...

5.    ... و عموما کمیسون بهداشت و درمان مجلس یا مرکز پژوهش ها و امثال آن ها شاید برای این که در ذهن اقشار خاص و عام جامعه یادآور شده و به دست فراموشی سپرده نشوند هر از گاهی تلنگری به پهلوی این بحث داغ و کم هزینه می زنند.

 

رها کنم

از دوستانی که در راستای تشکیل جمعیت ها احزاب و جبهه های قوت مند سیاسی قلم می زنند (+) می پرسم:

- چه قدر و تا چه حد به تخصصی بودن و کارآمد بودن جمعیت هایشان در زمینه های تخصصی می اندیشند و به امثال مایی انگ تکنوکرات بودن نمی زنند؟

- تا چه حد به فریب خوردن از امثال آن آقای جالب -که اخیرا با مرگ پسرش در جمع اغتشاش گران دست گیر شده؛ توانسته از زیر تمام بار مسئولیت قائله­ی واکسن هپاتیت ب در انستیتو پاستور سال 85 شانه خالی کند و ... – توجه می کنند و اهمیت می دهند؟

- و آیا اصلا می دانند علت افتضاح تولید دارو های نوترکیبی که هرگز به بازار نیامدند مانند (+) و (+) و از همه مهم تر (+) چه بوده است؟