بسم الله الرحمن الرحیم

الی بیت المقدس

کاروانی بود به این نام. که آمد به ایران(+)و از این جا به ترکیه (+) و تا حالا که می نویسم به سوریه رسیده است (+). اما وقتی به تهران آمد:

پیامک آمد. از مرتضی کیا:

سلام

استقبال ماشینی از کاروان الی بیت المقدس در حرم امام با پرچم فلسطین

حرکت: جمعه 7 شب دفتر امت واحده چهار راه ولی عصر خ رشت شما میاید؟

رفتیم. من و بانو! تنها زن تهرانی که برای استقبال از این کاروان آمده بود. (خانم دیگری را ندیدیم)

همه چیز مثل همیشه بود: بودجه ی شخصی امت حزب الله – ماشین های شخصی امت حزب الله – پرچم های فلسطین بر افراشته شده از پنجره ی ماشین ها به دست امت حزب الله – کاغذهایی که چسبانده بودیم به ماشین هایمان و واکنش های اندک مردم به آن ها و کمی هم زاد پنداری و بیش تر بی تفاوتی و بی مهری و گاهی توهین و تمسخر... مثل همیشه!

دم حرم کمی درگیر شدند رفقا تا راهمان دادند. حدود 9 شب بود و خسته بودند جهادگران مسافر در اتوبوس ها. اما پایین آمدند و شعار دادند عده ای شان.

و جالب آن که جو "شیعه" حاکم بود... شیعه ی علی بن ابی طالب.

بیرون رفتیم. به سمت هتل هویزه در خیابان طالقانی. اواسط راه بود و هنوز درست و حسابی وارد شهر نشده بودیم که صحنه ی عجیبی دیدیم. ما و مسافرها: پلیسی جلو یکی از ماشین های کاروان پیچیده و اسلحه گذاشته بود در دهان یکی از رفقا! که چرا ایست داده ام توقف نکرده ای. ماشین سرکاروان بود به گمانم...

و سهم حزب الله از شهر نشینی، مظلومیت است...

اما نگذاشتیم باطل پیروز شود. پلیس متعهد که مثل ... ترسیده بود از اتحاد امت واحده، جمع کرد کاسه و کوزه را و دم بر کول در رفت!

فَإِنَّ حِزْبَ اللّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ (سوره ی مبارکه مائده آیه ی شریفه 56)

. عدالت، مظلوم تر از مظلوم است! چون پشتیبان مظلوم، عدالت است. اما پشت عدالت خالی است که مظلوم، مظلوم می ماند.

حتی مظلوم حاضر به حمایت از عدالت نیست...

. از کسی مطلع شنیدم که تنها 4 درصد از مردم کشورمان در جنگ شرکت کرده اند.

. ... (دهن بندم که خاموشی صواب است.)