آن چه در وزارت بهداشت کشورمان جاری است

داشتیم زندگیمان را می­کردیم و سرمان به کار خودمان گرم بود که دوستی تماس گرفت و از ضیافت افطاری که در آن دعوت شده بود خبر داد. و گفت که در آن ضیافت مقام محترم وزارت بهداشت سرکار خانم دکتر مرضیه وحید دستجردی هم حضور خواهند داشت. قضیه مال یکی دو شب پیش است. چون قرار بود مطالبات دانشجویی عدالت­خواهانه در زمینه امور پزشکی و بهداشتی را مطرح کند با بعضی از دوستانی که در این شاخه تحصیل کرده یا در حال بررسی و تحقیق هستند تماس گرفته بود و کمک خواسته بود. یکی هم این حقیر و از شاخه این بنده برخی دوستان دیگر.

البته همان طور که از ابتدا گفتم این بار سر ما برای گرفتاری درد نمی­کرد! اما در پاسخ به دوستان آن چه ذهن خود و دوستانم را درگیر کرده بود انتقال دادیم.

1.      اولین مشکل که فراگیر هم هست و از خیلی موارد دیگر ملموس تر، بحث زیر میزی گرفتن پزشکان است از مردم. یا دقیق تر بیماران. موضوعی که خیلی وقت پیش قرار بود حل شود.(+) و (+) و  (+) و (+) اما نشد.

و قرار شد تا از خانم وزیر پرسیده شود.

یادم می آید وقتی یکی از اقوام بر اثر مجروحیتی - که هنوز هم آن را از جنگ به یادگار دارد. -  داشت فلج می شد. کار به جایی رسیده بود شاخه های حسی از طناب نخاعی گردنش و چند مهره ی پایین تر، از کار افتاده بود. یعنی که پاهایش را و تقریبا تمام پوست تنه اش را حس نمی­کرد. و با وجود سلامت کامل ظاهری پاهایش، به علت مشکلی که در نخاع به وجود آمده بود، لنگ لنگان قدم بر می­داشت و پیش هم آمد که در خانه و بیرون از خانه چند بار به زمین خورد. در همین حال بود که  به چند مطب و بیمارستان در تهران رفت و چیزهای جالبی شنید! از جمله سخنان پزشکی که علاوه بر درخواست چند میلیون تومان زیرمیزی برای انجام عمل "کیج گذاری" به او گفته بود : به من چه که تو جانبازی و این بلا سرت آمده! من که بورسیه ی ارتش نبوده ام. بلکه با پول پدرم و در دانشگاه تهران!! درس خوانده­ام.

آن مسئله به خیر گذشت و پزشک جوان و متعهدی به نام آقای دکتر اسدی، بدون دریافت حتی یک ریال پول اضافی، ایشان را در بیمارستان میلاد تحت عمل جراحی با جدیدترین روش (روش کارگذاری دیسک مصنوعی) قرار داد. اما مسئله زیرمیزی­ها هنوز حل نشده­است.

و یکی از دوستان چه خوب پیشنهاد داد: تعرفه ی دولتی زایمان طبیعی و سزارین در بیمارستان­های دولتی، چیزی حدود یک دهم از آن مبلغی است که توسط زایشگاه­ها ی شخصی دریافت می­شود. آیا خود خانم وزیر در بیمارستان­های خصوصی زنان کار نکرده اند؟ چه طور است تا تیمی تشکیل شده و از حق الزحمه ای که خانم وزیر پیش از وزارتشان دریافت می­کرده­اند پرس و جو و تحقیق کند؟ و چه ایرادی دارد تا همین تحقیق در مورد حق ویزیت و حق الزحمه­ی اعمال جراحی و غیر آن که از طرف سایر مسئولین پزشک پیش و پس از مسئولیتشان از مردم دریافت می­شده پیاده گردد؟

 

2.      پرسش دوم در مورد مشکل عدم توازن اطلاعاتی بیماران و درمان­گران بود. هر بیماری که به وارد بیمارستان می­شود، حق دارد تا از نوع بیماری و روش­های مختلف درمانی که برای مشکل بیماری او وجود دارد مطلع گردد. این یک وظیفه بر عهده­ی پزشک است تا بیمار رامطلع سازد. و برای بیمار نیز یک حق قانونی است تا اطلاعات کافی دریافت نماید. اما متاسفانه نقص اطلاعات در صد بالایی از بیماران در حدی است که حتی نمی-دانند حق پرسیدن از پزشک و دریافت پاسخ قانع کننده دارند!

 

هر چند تذکر چنین حقوقی به اساتید بیمارستان­های امام خمینی (رحمت الله علیه) و دکتر شریعتی، در حد طنز سال می­تواند خنده­دار باشد؛ اما توصیه­ی تقویت سیستم­های نظارتی و ایجاد تغییرات اساسی در آن­ها جزو پیشنهادات ما بود. و برای اولین بار ازطرحی سخن به میان آورده شد که مدت­ها آن را در ذهن پرورانده بودم: ایجاد نهادی تخصصی در زمینه­ی پزشکی-حقوقی در بیمارستان­ها برای حمایت از حقوق بیماران.

تا آن ها دیگر نتوانند زن جوان مسلمان باردار را به بهانه ی آموزش پیش یک مشت چشم ناپاک عریان کرده و به مدت نیم ساعت به همان حالت نگه داشته و معاینه کنند...

 

3.      و آن جملات پایانی بند دوم، شد پایه­ای برای پیشنهادات این بند:

الف: چرا مدیران سیستم­های نظارتی بر پزشکان، پزشک هستند؟

ب: آیا با وجود نظارت کسانی که خود متهم به تخلف اند؛ بر کسانی که آن­ها هم متهم به تخلف اند؛ عقلانی است؟ آیا این یک دور تسلسل نیست؟ "عده ای از متهمان به تخلف بر سایر متهمان به تخلف نظارت می­کنند تا تخلف صورت نگیرد!"

ج: در این صورت، علت تدریس رشته­هایی مانند مدیریت بیمارستانی و اقتصاد بهداشت در دانشگاه­های علوم پزشکی کشور چیست؟

د: و اصلش چرا باید کسانی دانشجویان این رشته را تربیت کنند که باز آن­ها هم خود پزشک هستند؟ و دانش­آموختگان این رشته­ها حتی برای تدریس در رشته­ی خودشان واجد صلاحیت شناخته نشوند؟ مگر عده­ای کم که از آن­ها هم تعداد زیادی از گربه­روهای پسرخاله ای گذر کرده­اند!!

ه: چرا باید دانشگاه های یک کشور اسلامی تربیت کننده ی پزشکان زیرمیزی بگیر باشد؟ آیا زمان آن نرسیده است که به جای تلاش برای ارتقای رتبه ی پوشالی دانشگاه های کشورمان در میان دانشگاه های دنیا کمی به دانشگاه اسلامی و ایجاد آن بیاندیشیم؟

و: و آن که چه شرایطی برای انتخاب وزیر بهداشت وجود دارد؟ و کدام قانون دلالت بر دکتر بودن و کمی دقیق­تر، بر پزشک بودن وزیر بهداشت داشته است که در جمهوری اسلامی از دکتر مرندی تا دکتر دستجردی، همه دکترای پزشکی داشته­اند و پای هر کس که نیت قدم نهادن در این محدوده از مسئولیت و قدرت را داشته، قلم شده است؟

4.      و سایر سوالات در زمینه­های دارویی است. که در پست بعدی خواهم نوشت انشاءالله.

مطالب مرتبط:

۱. بدون شرح با کمی توضیح پیرامون ریاست مجرب دانشگاه علوم پزشکی تهران

۲. خبر دیدار باوزیر بهداشت : http://snn.ir/news.aspx?newscode=13900523013