بیمارستان صحرایی حضرت قائم (عجل الله فرجه الشریف) تجربه ای ناموفق از درمان رایگان
همان گونه که در خبرگزاریها و سایتهای خبری آمده بود؛ بیمارستان صحرایی حضرت قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در حرم امام خمینی (رحمت الله علیه) به منظور ارائه خدمات درمانی به زوار گرامی حضرت امام، برقرار شد.
در کسوت داروساز مقیم که به نمایندگی از داروخانهی سیزده آبان در بیمارستان صحرایی مشغول به کار بودم؛ چیزهایی مشاهده کردم و تصمیم گرفتم تا آن چیزها را منتشر کنم. چرا که با توجه به تفاوت قومیت افراد حاضر در حرم مطهر و همچنین شرایط بیمارستان صحرایی، میشود آن را به عنوان ریزنما(ماکت)ی از ملت ایران و نظام درمان در نظر گرفت.
نکته:
- در طول مدت حضور در بیمارستان صحرایی در حدود دو هزار نسخهی دارویی به داروخانه ارجاع شد. با وجود آنکه تعداد بسیار زیاد و قابل توجهی از این نسخهها توجیه درمانی نداشت.
علت یابی از جانب مراجعان:
- عدهی زیادی از روی بیکاری و برای وقت گذرانی به بیمارستان میآمدند. و البته بسته ی اهدایی مسئولین بیمارستان به مراجعه کنندگان (یک پاکت حاوی چفیه و خودکار تبلیغاتی و یک نسخه وصیت نامهی حضرت امام) عامل تشویقی بزرگی برای مراجعه به بیمارستان صحرایی بود! حتی عدهای که در صف ویزیت پزشک بودند اعلام آمادگی میکردند که اگر بدون ویزیت میتوانند صاحب بسته شوند؛ میتوانند از درخواست ویزیت پزشک انصراف دهند.
البته پس از برچیده شدن بساط بسته ی اهدایی تعداد زیادی از مراجعه کنندگان بیمارستان کاسته شد!
- تقریبا تمام پرسنل خانم که در اطراف بیمارستان بودند و تعدادشان هم کم نبود؛ برای check up (فشارخون، نبض، دمای بدن و...) به درمانگاه سرپایی مراجعه کردند. که این مراجعات هم در موارد بسیاری غیر ضروری و بی مورد بود.
- از آنجا که تمام افراد حاضر در حرم از زوار نبودند (مثلا مسافران گذری و کارگران ساختمانی و تاسیسات حرم مطهر و...) عدهای برای دریافت داروهای غیر معمول مثل دیازپام 10 و ترامادول و در مواردی متادون! مراجعه می کردند. که متاسفانه به دلیل ارجحیت حفظ آرامش بیمارستان تعدادی از دو قلم داروی اول نسخه شد.
- و همین موارد باعث رخ دادن آن اتفاق عجیب شد: در داروخانهی سیزده آبان در 24 ساعت شبانه روز بین 1000 تا 1500 نسخه پیچیده میشود. آمار نسخه های 24 ساعت اصلی کار ما چیزی در حدود همین رقم گزارش شد. و حال آنکه بیمارستان در مجموع 48 ساعت فعالیت خدماتی داشت و تعدادی از بیماران به بیمارستانهای سطح شهر ارجاع شدند.
علت یابی از جانب کادر درمان:
- مراجعهی غیر ضروری بیش از حد باعث ناراحتی و در اصطلاح اعصاب خوردی کادر درمان از جمله داروسازان و پزشکان شده بود.
- برنامه بیمارستان صحرایی بر آن بود که تنها موارد اورژانس و ضروری را درمان کند. به همین خاطر بود که چندین بار نگاه و رفتار و گفتار توهین آمیز برخی کارکنان کادر درمان نسبت به بیماران مشاهده شد. البته ذکر کتبی و موردی این برخوردها شایسته نیست و در این سیاهه نمیگنجد. اما نگاشته نشدن این موارد مبنی بر عدم وجودشان نیست.
- این در حالی بود که تا جایی که به ما اطلاع داده شده بود؛ تمام اعضای کادر درمان در تمام سطوح اجرت و دستمزد دریافت میکردند و رایگان و صلواتی به این کار مشغول نبودند!
- مسئله ی دیگر حداقلی بودن سطح خدمات بود. برای مثال داروها. البته هدف ما این نبود که داروهای ارزان قیمت با خودمان ببریم. اما بیمارانی بودند که داروهای ما را نمیپذیرفتند. به خاطر این که از شرکت یا کارخانهی مورد نظرشان نبود. حتی حاضر بودند به سطح شهر رفته و با پرداخت هزینهی رفت و آمد و دارو، به چیزی که مد نظرشان بود برسند.
نتیجه گیری
با توجه به تجربهی چندبارهی بیمارستانهای صحرایی و با وجود فرآیند کنونی بیمهها و تحت پوشش نبودن برخی داروها و خدمات بهداشتی و درمانی و عدم فرهنگسازی مناسب در جامعه، در صورت رایگان شدن خدمات درمانی، احتمال بروز موارد زیر وجود دارد:
- افراد سطح بالای مالی و اجتماعی جامعه، درست مثل همین حالا، به مراکز دولتی مراجعه نخواهند کرد.
- کادر درمان بخش دولتی به مراجعان خود در بهترین حالت به چشم افراد کنسی نگاه میگنند که زورشان میآید در مراکز خصوصی پول خرج کنند.
- کادر درمان مطمئن میشوند که مسئولان دولتی رده بالا و ثروتمندان جامعه و اعضای دهکهای بالاتر هرگز به پست آنها نمیخورند!
- به همآن علت دو بند پیشین سطح مسئولیت پذیری ایشان و ارائهی خدماتشان از همین هم که هست پایینتر میآید. اعم از پزشک و داروساز و پرستار و ماما و سایر شاغلین حرفههای پزشکی و پیراپزشکی.
- بیماران واقعی در صورتی که برای بیمارشان احساس خطر کنند؛ به مراکز دولتی نخواهند آمد و آنها را قبول نخواهند داشت. درست مثل همین حالا ولی با شدت و حدت بیشتر.
- از طرفی مراکز دولتی عملا رایگان نخواهند بود. پزشکان زیر میزی بگیر، در صورت احساس عدم امنیت برای اخذ رشوه، بیماران محتاج و در معرض خطر را به مطبها و مراکز خصوصی میکشانند تا بتوانند زیر میزی بگیرند. و با وجدانهاشان به ایشان شاید تخفیفی هم بدهند! (البته پر واضح است که بحث زیرمیزی برای بیمارستان صحرایی حرم حضرت امام بیشتر به یک شوخی میماند و به هیچ وجه موضوعیت نداشته است.)
- بعد دیگر رایگان نبودن مراکز دولتی در مورد داروهاست. مبلغ اختلاف قیمت داروهای تحت پوشش بیمه از موجودی داروخانههای شهری و بخش بستری بیمارستانها، هزینهی پنهانی است که همیشه به گردن بیماران بوده و خواهد بود. به ویژه اگر مصرف نوع گرانقیمت خارجی - که اغلب به علت لابی پزشکان بی تعهد و با کلاس با شرکتهای توزیع است. – مورد توصیه و اصرار و اجبار کتبی و شفاهی پزشک باشد.
- همه ی مراجعان مراکز تشخیصی و درمانی به علل واقعی به این مراکز مراجعه نمیکنند. و اگر خدمات این مراکز رایگان گردد مراجعه ی بیش از حد موارد کاذب بیشتر شده و باعث پایین آمدن کیفیت کار کادر درمان، بالا رفتن هزینه های درمان، طولانی تر شدن صف انتظار مراکز دولتی و محروم شدن بیماران واقعی از خدمات به موقع و با کیفیت تشخیصی و درمانی میگردد.
نکتهی پایانی:
تا پیش از این به علت سرازیر شدن یارانه ها به بخش انرژی و نان و آب و کاغذ و مانند آن، شاهد اسراف و زیاده روی در این موارد با وجود تبلیغات رسانهای فراوان بودیم. با این که همهی این موارد به همه افراد جامعه به یک میزان مرتبط نبوده و در اقشار مختلف تفاوت داشت.
آیا واریز غیر هدفمند و بدون بسترسازی فرهنگی همین پول از محل هدفمندسازی یارانه ها به بخش همه گیری مانند درمان، در آمدن از چاله و افتادن در چاه نخواهد بود؟
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
همین مطلب در خیزش نیوز (+)